شماره ۸

مشاور شركت بيمه پارسيان

شماره ۸

۳۷ بازديد


به عزت نامزد شد هركه نامد مدتي سويت
به اين اميد من هم چند روزي رفتم از كويت
به راه جستجويت هركه كمتر مي‌كند كوشش
نمي‌بيند دل وي جز كشش از زلف دلجويت
تو را آن يار مي‌سازد كه باشد قبله‌اش غيري
كند در سجده‌هاي سهو محراب خود ابرويت
چه ميسائي رخ رغبت به پاي آن كه مي‌داند
كف پاي بت ديگر به از آئينهٔ رويت
ز دست‌آموز مرغ ديگران بازي مخور چندين
به بازي گر سري برمي‌كند از حقلهٔ مويت
سيه چشمي برو افسون و مست اكنون محال است اين
كه افروزد چراغي از دل وي چشم جادويت
تو را اين بس كه هرگز محتشم نشنيد ازو حرفي
كه خالي باشد از بدگوئي رخسار نيكويت


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد