شماره ۹

مشاور شركت بيمه پارسيان

شماره ۹

۳۵ بازديد


نمي‌گفتم كه خواهد دوخت غيرت چشمم از رويت
نمي‌گفتم كه خواهد بست همت رختم از كويت
نمي‌گفتم كمند سركشي بگسل كه مي‌ترسم
دل من زين كشاكش بگسلد پيوند از مويت
نمي‌گفتم نگردان قبلهٔ بد نيتان خود را
وگرنه روي مي‌گردانم از محراب ابرويت
نمي‌گفتم سخن دربارهٔ بدگوهران كم گو
كه دندان مي‌كنم يكباره از لعل سخنگويت
نمي‌گفتم بهر كس روي منما و مكن نوعي
كه گر از حسرت رويت بميرم ننگرم سويت
نمي‌گفتم ازين مردم فريبي ميكني كاري
كه من باطل كنم بر خويش سحر چشم جادويت
نمي‌گفتم ازين به محتشم را بند بر دل نه
كه خواهد جست و خواهد جست او از زلف هندويت


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد