دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۳۱ ۳۶ بازديد
بخت چون بر نقد دولت سكهٔ اقبال زد
هم شب شاهي در درويش فرخ فال زد
جسم خاكي شد سپند و بستر آتش آن زمان
كان گران تمكين در اين مضطرب احوال زد
طاير گرم آشيان خواب از وحشت پريد
فتنهٔ تيري از كمين بر مرغ فار غبال زد
ساقي دولت به دستم ساغري پر فيض داد
مطرب عشرت به گوشم نغمهٔ پر خال زد
آن كه ميكشتش خمار هجر در كنج ملال
از شراب وصل ساغرهاي مالامال زد
پيش از آن كايد به اقبال آن شه اقليم حسن
جانم از تن خيمه بيرون بهر استقبال زد
محتشم زد بر سپاه غم شبيخون شاه وصل
بر به ملك دل ز عشرت خيمهٔ اجلال زد
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد