شماره ۲۳

مشاور شركت بيمه پارسيان

شماره ۲۳

۳۴ بازديد


باز جائي رفته‌ام كز روي يارم شرمسار
روي برگشتن ندارم شرمسارم شرمسار
در تب عشقم هوس فرمود نا پرهيزيي
كاين زمان تا حشر از آن پرهيزگارم شرمسار
با رخ و زلفش دلم شرط قراري كرده بود
هم از آن شرحم خجل هم زان قرارم شرمسار
قول و فعل و عهد و شرطم بود پيشش معتبر
پيش او اكنون به چندين اعتبارم شرمسار
كار من يكباره مشكل شد در اين عشق و هوس
اي اجل بازا كه من زين كار و بارم شرمسار
همچو نعلم پيش او چشم از زمين برداشتن
نيست ممكن بس كزان زيبا سوارم شرمسار
محتشم بر شاخ ديگر بلبل دل را نشاند
من چه نرگس از رخ آن گلعذارم شرمسار


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد