دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۳۱ ۳۴ بازديد
هان اي دل هجران گزين در جلوه است آن مه دگر
تشريف استغنا مكن بر قد من كوته دگر
اي فتنه ميانگيزي از رفتار او گرد بلا
خوش ميكشي ميل فسون در چشم اين گمره دگر
چاه ز نخدانش ببين اي ديده و كاري مكن
كاندر ته آن چه فتدجان من بي ته دگر
دزديده ميبيني دلا رخسار طاقت سوز او
اين آتش رخشان شرر ميسوزدت باالله دگر
خوش مستعد محنتي اي دل ازين انديشه كن
گر فتنه انگيزي كسي غم را كند آگه دگر
شد خيمه صبرم نگون از ديدهٔ او چون كنم
گر شاه غيرت از دلم بيرون زند خرگه دگر
پيش سگ او محتشم ظاهر مكن بيگانگي
با آن وفادار آشنا كارت فتد ناگه دگر
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد