شماره ۲۹

مشاور شركت بيمه پارسيان

شماره ۲۹

۳۶ بازديد


وصل چون شد عام از هجران بود ناخوشترك
خاك هجران بر سر وصلي كه باشد مشترك
كي نشيند در زمان وصل بر خاطر غبار
گر نه بيزد خاك شركت بر سر عاشق فلك
وصل نامخصوص يار آدم كش است اي همدمان
خاصه ياري كش بود حسن پري خلق ملك
يار را با غير ديدن مرگ اهل غيرت است
غير بي‌غيرت درين معني كسي را نيست شك
هركجا گرمست از تيغ دو كس بازار وصل
مي‌زنند آنجا حريفان نقد غيرت بر محك
عاشقي ريش است و وصل دلبران مرهم برآن
وصل چون شد مشترك مي‌گردد آن مرهم نمك
بر سر هر نامه طغرائيست لازم محتشم
كي بود زيبنده گر باشد دو سر را تاج يك


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد