دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۳۱ ۳۴ بازديد
به خوبي ذرهاي بودي چه در كوي تو جا كردم
به دامن گرم آتشپارهاي اما خطا كردم
منت دادم به كف شمشير استغنا كه افكندي
تن اهل وفا در خون ولي بر خود جفا كردم
تو خود آئينهاي بودي ولي ماه جمالت را
من از فيض نظر آئينهٔ گيتي نما كردم
بلاي خلق بودي اول اي سرو سهي بالا
منت آخر بلائي از بلاهاي خدا كردم
نبود از صدق روي اهل حاجت در تو بيپروا
تو را من از توجه قبله حاجت روا كردم
خريداران ز قحط حسن ميگشتند گرد تو
تو را من از عزيزي يوسف مصر صفا كردم
كنون او ذوق دارد محتشم از كردهاي من
من انگشت تاسف ميگزم كه اينها چرا كردم
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد