شماره ۳۷

مشاور شركت بيمه پارسيان

شماره ۳۷

۳۳ بازديد


نخست آنكس كه شد در بند انكار تو من بودم
ولي آن كس كه گشت اول گرفتار تو من بودم
زدند از من حريفان بيشتر لاف خريداري
ولي اول كسي كامد به بازار تو من بودم
به سيم و زر طلبكار تو گرديدند اگر جمعي
كسي كوشد به جان و سر خريدار تو من بودم
من اول از تو كردم احتراز اما اسيري هم
كه كرد آخر سر خود در سر و كار تو من بودم
به بيماري كشيد از حسرت كار دگر ياران
ولي آن كس كه مرد از شوق ديدار تو من بودم
حريفان جان سپر كردند پيشت ليك جانبازي
كه ضربت خورد از شمشير خونخوار تو من بودم
چو نظم محتشم خواني بگو كاي بلبل محزون
كجا رفتي چه افتادت نه گلزار تو من بودم


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد