دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۳۱ ۳۳ بازديد
دانسته باش اي دل كزان نامهربانت ميبرم
گر باز نامش ميبري بيشك زبانت ميبرم
با شاهد دلجوي غم دست وفا كن در كمر
كامروز يا فردا از آن نازك ميانت ميبرم
چون از چمن نخل جوان برد به زحمت باغبان
با ريشهٔ پيوند جان از وي جنانت ميبرم
مردانه دندان سخت كن وز تيغ هجران سر مكش
گر سخت جاني تا ابد زان دلستانت ميبرم
زان ميوه ارزان بها گر نگسلي پيوند خود
چون تاك ازين پس يك به يك رگهاي جانت ميبرم
گر از ره بيغيرتي ديگر به آن كو ميروي
از اره غيرت روان پاي روانت ميبرم
شرح غم من محتشم زين پيش ميگفتي به او
گر باز ميگوئي زبان زين ترجمانت ميبرم
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد