شماره ۵۶

مشاور شركت بيمه پارسيان

شماره ۵۶

۳۳ بازديد


شده خلقت چو گريبان كش دلهاي همه
چون روان بر سر كويت نبود پاي همه
بر آتش كه شده كوي تو جاي همه كس
واي اگر بر دل گرم تو بود جاي همه
آنچه در آينهٔ روي تو من مي‌بينم
گر ببيند همه‌كس واي من و واي همه
آه من در صف عشاق به گردون شده آه
گر چنين دود كند آتش سوداي همه
دامن خلعت لطف تو دراز آمده واي
اگر اين جامه شود راست به بالاي همه
چه شناسي تو ز اندوده مس قلب دلان
بر محك تا نزني نقد تمناي همه
محتشم رفع گمان كن كه بنا بر غرضي است
آن مه مملكت آشوب دلاراي همه


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد