باران

مشاور شركت بيمه پارسيان

باران

۳۳ بازديد

غم بي پاياني است
با من خسته در اين لحظه.
تو پنداري
من تمام غم روي خاكم.
 
واي از مزرعهٔ سوختهٔ ما، اي واي!
 
سوي اين نيلي رنگ
باز كرديم عبث، بازوي خود را، با شوق
خانه آباد!
بر اين مزرعهٔ ما، هر ابر
ابر بي باراني است.
تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد