دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۲۹ ۳۳ بازديد
غم بي پاياني است
با من خسته در اين لحظه.
تو پنداري
من تمام غم روي خاكم.
واي از مزرعهٔ سوختهٔ ما، اي واي!
سوي اين نيلي رنگ
باز كرديم عبث، بازوي خود را، با شوق
خانه آباد!
بر اين مزرعهٔ ما، هر ابر
ابر بي باراني است.
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد