تكيه بر جاي خدا ۲

مشاور شركت بيمه پارسيان

تكيه بر جاي خدا ۲

۳۹ بازديد


شبي در حال مستي تكيه بر جاي خدا كردم
نمي‌دانم كجا بودم، چه‌ها كردم، چه‌ها كردم
در آن لمحه ز مستي حال گردان شد
خدا ديدم، وجودم محو و گريان شد
به خود فائق شدم، مستي ز سر رفت
غرور آمد، دلم از حد كم رست
خدا ديدم، خودم را بندگي كو؟
كجا شد جبر و سختي؟ بي خودي كو؟
زدم حكمي كه ليلي كو و مجنون؟
زدم حكمي كجا شد جنگ و كو خون؟
چو مستي دست در جاي خدا زد
به چنگيزان و نامردان قفا زد
به ليلي حكم عشق دائمي داد
به شيرين حق خوب زندگي داد
به مجنون آتشي از جنس دم داد
به فرهاد اهرمي كوهان شكن داد
چرا ليلي و مجنون باز مانند؟
چرا فرهاد از شيرين برانند؟
چرا وقتي كه من مست و خدايم
چنان باشم كه گويندم گدايم؟
در آن حالت كه پيمانه برم بود
شرابم همدم و دل ساغرم بود
من مست و خراب حالا خدايم
ز ضعف و هجر و غم، حالا جدايم
به پيران وقت پيري مي‌دهم جان
جوانان در جواني قوت و نان
چرا آهو ز مادر باز ماند؟
چرا فرزند صيادش بنالد؟
چراها و چراها و چراها
شب قدرت گذشت و آرزوها
به سختي قامتم را راست كردم
گلوي خشك خود را صاف كردم
كنار بسترم پيمانه‌اي پر
ولي جيبم تهي از سكه و دُر
شراب از سر برفته بي تامل
نمي‌يابم اثر از تاج و از گل
همان مست و رهاي رو سياهم
غلط كردم كه پي بردم خدايم!


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد