بهاي نان ۱

مشاور شركت بيمه پارسيان

بهاي نان ۱

۳۵ بازديد


شبي مست رفتم اندر ويرانه‌اي
ناگهان چشمم بي افتاد اندر خانه‌اي

نرم نرمك پيش رفتم در كنار پنجره
تا كه ديدم صحنهٔ ديوانه‌اي

پيرمردي كور و فلج در گوشه‌اي
مادري مات و پريشان همچنان پروانه‌اي

پسرك از سوز سرما مي زند دندان به هم
دختري مشغول عيش و نوش با بيگانه‌اي

پس از آن سوگند خوردم مست نروم بر در خانه‌اي
تا كه بينم دختري عفت فروشد بهر نان خانه‌اي


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد