دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۲۹ ۳۵ بازديد
برو اي دوست... برو
برو اي دختر پالان محبت بر دوش
ديده بر ديدهٔ من، مفكن و نازم مفروش...
من دگر سيرم... سير...
به خدا سيرم از اين عشق دو پهلوي تو پست
تف بر آن دامن پستي كه ترا پروردست
كم بگو، جاه تو كو؟ مال تو كو؟ بردهٔ زر
كهنه رقاصهٔ وحشي صفت، زنگي خر!
گر طلا نيست مرا، تخم طلا... مردم من
زادهٔ رنجم و پروردهٔ دامان شرف
آتش سينهٔ صدها تن دلسردم من
دل من چون دل تو صحنهٔ دلقكها نيست
ديدهام مسخرهٔ خندهٔ چشمكها نيست
دل من مأمن صد شور و بسي فرياد است
ضربانش، جرس قافلهٔ زنده دلان
طپش طبل ستم كوب، ستم كوفتگان
" تِك تِك" ساعت، پايان شب بيداد است
دل من، اي زن بدبخت هوس پرور، پست
شعلهٔ آتش "شيرين" شكن "فرهاد" است
حيف از اين قلب، از اين قبر طرب پرور درد
كه به فرمان تو، تسليم تو جاني كردم
حيف از آن كه با سوز شراري، جانسوز
پايمال هوس هرزه و آني كردم
در عوض با من شوريده، چه كردي؟ نامرد "نا زن "
دل به من دادي؟ نيست؟
صحبت از دل مكن، اين لانهٔ شهوت، دل نيست
دل سپردن اگر اين است كه اين مشكل نيست
هان بگير، اين دلت از سينه فكنديم بِدَر
ببرش دور ببر
ببرش تحفه ز بهر پدرت، گرگ پدر
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد