خاطرات گذشته...

مشاور شركت بيمه پارسيان

خاطرات گذشته...

۳۴ بازديد

تا بدانند سرنوشتش را
در چه مايه
بر چه پايه بايد نهاد
تصميم گرفت خاطرات گذشته‌اش را بنگارد
و به خدمت سرنوشت سازانش بگمارد...
عجبا ديد كه در كلبهٔ نگون بختش
حتي براي نمونه
يك مداد هم ندارد
از انبار يك تاجر لوازم التحرير
شبانه، يك ميليون مداد به سرقت برد
و تمامي يك ميليون مداد را تراشيد
چرا كه مي‌خواست خاطرات گذشته را
بلاوقفه، بنگارد...
چرا كه نمي‌خواست خاطرات گذشته را
ناتمام، بگذارد...
غرق در درياي پرواز تفكراتي فاقد فرودگاه
با سركشيدن جرعه شرابي از آه
آغاز به نوشتن كرد...
"خاطرات گذشته" اش در يك جمله پايان يافت
و آن جمله اين بود
تمامي عمرم را، تراشيدن مدادها به هدر دادند...
و سرنوشت سازان....
سرنوشت او را
با مايه گرفتن از سرگذشت او
بر پايه "هدر" نهادند...
تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد