توفان زندگي

مشاور شركت بيمه پارسيان

توفان زندگي

۳۴ بازديد


هشت سال پيش از اين بود
كه از اعماق تيرگي
از تيرگي اعماق و نظامي كه مي‌رفت
تا بخوابد خاموش، و بميرد آرام
ناله‌ها برخاست
از اعماق تيرگي
آنجا كه خون انسان‌ها، پشتوانهٔ طلاست
وز جمجمهٔ سر آنها مناره‌ها برپاست
ناله‌ها برخاست
مطلب ساده بود
سرمايه،‌ خون مي‌خواست
مپرسيد چرا، گوش كنيد مردم
علتش اين بود... علتش اين است
و اين نه تنها مربوط به هند و چين است
بلكه از خانه‌هاي بي نام، تا سفره‌هاي بي شام
از شكستگي سر چوبهٔ دار خون آلود، تا كنج زندان
از ديروز مرده، ‌تا امروز خونين
تا فرداي خندان
از آسياي رميده، تا آفريقاي اسير
حلقه به حلقه، شعله به شعله، قطعه به قطعه
زنجير به زنجير
بر پا مي‌شود توفان زندگي
توفان زندگي، كينه ور و خشمگين
بر پا مي‌شود
پاره مي‌كند، زنجير بندگي
تا انسان ستمكش، بشكند
بشكافد از هم، سينهٔ تابوت
خراب كند يكسره، دنياي كهن را، بر سر قبرستان
قبرستان فقر، قبرستان پول
و بندگي استعمار، بيش از اين ديگر
نكند قبول! نكند قبول
مي‌لرزد آسمان... مي‌ترسد آسمان
و زمان... زمان و قلب زمان
و تپش قلب خون آلودهٔ زمان، تند تر مي‌شود، تند تر دم به دم
و روز آزادي انسان ستمكش
نزديكتر مي‌شود قدم به قدم


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد