دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۲۸ ۳۷ بازديد
چه شيرين گفت خسرو اين عبارت
كه نبود وصل شيرين بيمرارت
سرم را در ره وصل تو دادم
كه بيسرمايه صعب افتد تجارت
سزد گر زندهٔ جاويد مانم
كه مرگ آمد نديدم از حقارت
مرا تهديد كشتن چون كند دوست
به عمر جاودان بخشد بشارت
برون نه از دل سوزان من پاي
كه ميترسم بسوزي از حرارت
كه دارد فرصت خونخواري تو
كه صدتن مي كشي از يك اشارت
به زلف و خال و خط بردي دلم را
سپه را حكم فرمودي به غارت
مجو در گريه قاآني صبوري
كه نتوان كرد در دريا عمارت
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد