دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۲۸ ۳۸ بازديد
آن نه رويست كه يك باغ گل و نسرينست
وان نه خالست كه يك چرخ مه و پروينست
شاديي راكه غمي هست ز پي شادي نيست
شادمان حالي ازينم كه دلم غمگينست
مگس آنجا كه لب تست گريزد ز شكر
تلخش آيد شكر از بس كه لبت شيرينست
عاشقان خستهٔ مژگان دو چشم سيهند
زخم آن قوم نه از تيغ و نه از زوبينست
چون خرامي تو خلايق همه گويند بهم
آن بهشتي كه خدا وعده نمودست اينست
بت من چين به جبين دارد و حيرانم ازين
كه بود چين به صنم يا كه صنم در چينست
حور گويند نزايد بچه باور نكنم
كيست آن مه نه اگر بچهٔ حورالعينست
اي كه گويي كه ترا ديني و آييني نيست
عاشقي دين من و مهر بتان آيينست
گفتم اول چو كبوتر كنمش زود شكار
ديدم آخركه كبوتر منم او شاهينست
اي كه گفتي كه چرا دين به نكويان دادي
اولين تحفهٔ عشاق به خوبان دينست
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد