غزل شمارهٔ ۱۶

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شمارهٔ ۱۶

۳۴ بازديد


زندهٔ جاويد كيست كشتهٔ شمشير دوست
دل كه مرا در برست به كه به زنجير دوست
ديده عزيزم ولي يار چو گيرد كمان
ديده سپر بايدم كرد بر تير دوست
پاي به ميدان عشق گر بنهي بنگري
مردم آزاده را رشك به نخجير دوست
در همه عالم دلي رسته نبيني ز بند
صيد گر اينسان كند زلف گرهگير دوست
گردن تسليم پيش آور قاآنيا
ور سر و جان مي‌رود در سر تقدير دوست


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد