غزل شمارهٔ ۱۹

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شمارهٔ ۱۹

۳۴ بازديد


دوش‌ رندي خلوتي‌ خوش خالي از اغيار داشت
حورش از فردوس و غلمانش ز جنت عار داشت
شاهدش خوشتر ز غلمان زانكه‌ غلمان دربهشت
ذكر استغفار و آن الحان موسيقار داشت
حورالقدوس والقدوس و آن زيبا سرشت
الصبوح والصبوح اوراد در اسحار داشت
اندر افتادند حالي آندو سيمين تن بهم
‌كاين شغب بسيار و آن ديگر شبق بسيار داشت
لب همي سودند برهم آري آن را اين‌ سزد
كاين به‌لب‌شنگرف وآن برپشت‌لب‌زنگار داشت
نغمهاي آوخ آوخ خاست زان حورا سرشت
كانچنان دلكش‌ نوايي زخمهٔ مزمار داشت
گفتمش در عين وصل اين ناله و فرياد چيست
گفت ما را جلوهٔ معشوق در اين كار داشت
الغرض با آب غلمان چشمه‌سار حور را
شيوهٔ جنات تجري تحتهاالانهار داشت


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد