دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۲۸ ۳۷ بازديد
اي زلف تو چون خاطر عشاق مشوش
وي صفحهٔ رويت ز خط و خال منقش
موي تو به روي تو عبيريست به مجمر
خال تو به چهر تو سپنديست برآتش
روي تو حديقهٔ گل اما گل بيخار
لعل تو قنينهٔ مل امّا مل بيغش
يكسوي كشد عقلم و يكسوي دگر عشق
با اين دو من مسكين دايم به كشاكش
خورده چه؟ خونم كه؟ آن ترك قدح نوش
برده چه؟ هوشم كه؟ آن شوخ پريوش
شوخي كه به رزم اندر ماهيست زرهپوش
تركي كه به بزم اندر سرويست كمانكش
در نخشب ماهي بنتابيده چنين خوب
دركشمر سروي بنروييده چنين خوش
هرجا خط او تبت هرجا لباو مصر
هرجا قد اوكشمر هرجا رخ اوكش
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد