دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۲۷ ۳۳ بازديد
گرم ز لطف بخواني ورم به قهر براني
تو قهرماني و قادر بكن هر آنچه تواني
گرم به ديده زني تير اگر به سينه ننالم
كه گرچه آفت جسمي و ليك راحت جاني
نيم سپند كه لختي برآتشت ننشينم
هزار سال فزون گر بر آتشم بنشاني
من از جمال تو مستغنيم ز هركه به عالم
به حكم آنكه تو تنها نكوتر از دو جهاني
نظر به غير تو بر هيچ آفريده نكردم
گناه من نبود گر ندانمت به چه ماني
در انگبين نه چنان پا فروشدست مگس را
كز آستان برود گر صد آستين بفشاني
اگر چه عمر عزيزست و جان نكوست وليكن
تو هم عزيزتر از اين و هم نكوتر از آني
به حال خستهٔ قاآني از وفا نظري كن
بدار حرمت پيران به شكر آنكه جواني
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد