دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۲۷ ۳۲ بازديد
چو ضحاك شد بر جهان شهريار
برو ساليان انجمن شد هزار
سراسر زمانه بدو گشت باز
برآمد برين روزگار دراز
نهان گشت كردار فرزانگان
پراگنده شد كام ديوانگان
هنر خوار شد جادويي ارجمند
نهان راستي آشكارا گزند
شده بر بدي دست ديوان دراز
به نيكي نرفتي سخن جز به راز
دو پاكيزه از خانهٔ جمشيد
برون آوريدند لرزان چو بيد
كه جمشيد را هر دو دختر بدند
سر بانوان را چو افسر بدند
ز پوشيدهرويان يكي شهرناز
دگر پاكدامن به نام ارنواز
به ايوان ضحاك بردندشان
بران اژدهافشن سپردندشان
بپروردشان از ره جادويي
بياموختشان كژي و بدخويي
ندانست جز كژي آموختن
جز از كشتن و غارت و سوختن
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد