بخش ۱

مشاور شركت بيمه پارسيان

بخش ۱

۳۴ بازديد


اگر تندبادي برايد ز كنج
بخاك افگند نارسيده ترنج
ستمكاره خوانيمش ار دادگر
هنرمند دانيمش ار بي‌هنر
اگر مرگ دادست بيداد چيست
ز داد اين همه بانگ و فرياد چيست
ازين راز جان تو آگاه نيست
بدين پرده اندر ترا راه نيست
همه تا در آز رفته فراز
به كس بر نشد اين در راز باز
برفتن مگر بهتر آيدش جاي
چو آرام يابد به ديگر سراي
دم مرگ چون آتش هولناك
ندارد ز برنا و فرتوت باك
درين جاي رفتن نه جاي درنگ
بر اسپ فنا گر كشد مرگ تنگ
چنان دان كه دادست و بيداد نيست
چو داد آمدش جاي فرياد نيست
جواني و پيري به نزديك مرگ
يكي دان چو اندر بدن نيست برگ
دل از نور ايمان گر آگنده‌اي
ترا خامشي به كه تو بنده‌اي
برين كار يزدان ترا راز نيست
اگر جانت با ديو انباز نيست
به گيتي دران كوش چون بگذري
سرانجام نيكي بر خود بري
كنون رزم سهراب رانم نخست
ازان كين كه او با پدر چون بجست


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد