بخش ۱

مشاور شركت بيمه پارسيان

بخش ۱

۳۸ بازديد


يكي پير بد نامش آزاد سرو
كه با احمد سهل بودي به مرو
دلي پر ز دانش سري پر سخن
زبان پر ز گفتارهاي كهن
كجا نامهٔ خسروان داشتي
تن و پيكر پهلوان داشتي
به سام نريمان كشيدي نژاد
بسي داشتي رزم رستم به ياد
بگويم كنون آنچ ازو يافتم
سخن را يك اندر دگر بافتم
اگر مانم اندر سپنجي سراي
روان و خرد باشدم رهنماي
سرآرم من اين نامهٔ باستان
به گيتي بمانم يكي داستان
به نام جهاندار محمود شاه
ابوالقاسم آن فر ديهيم و گاه
خداوند ايران و نيران و هند
ز فرش جهان شد چو رومي پرند
به بخشش همي گنج بپراگند
به دانايي از گنج نام آگند
بزرگست و چون ساليان بگذرد
ازو گويد آنكس كه دارد خرد
ز رزم و ز بزم و ز بخش و شكار
ز دادش جهان شد چو خرم بهار
خنك آنك بيند كلاه ورا
همان بارگاه و سپاه ورا
دو گوش و دو پاي من آهو گرفت
تهي دستي و سال نيرو گرفت
ببستم برين گونه بدخواه بخت
بنالم ز بخت بد و سال سخت
شب و روز خوانم همي آفرين
بران دادگر شهريار زمين
همه شهر با من بدين ياورند
جز آنكس كه بددين و بدگوهرند
كه تا او به تخت كيي برنشست
در كين و دست بدي را ببست
بپيچاند آن را كه بيشي كند
وگر چند بيشي ز پيشي كند
ببخشايد آن را كه دارد خرد
ز اندازهٔ روز برنگذرد
ازو يادگاري كنم در جهان
كه تا هست مردم نگردد نهان
بدين نامهٔ شهرياران پيش
بزرگان و جنگي سواران پيش
همه رزم و بزمست و راي و سخن
گذشته بسي روزگار كهن
همان دانش و دين و پرهيز و راي
همان رهنموني به ديگر سراي
ز چيزي كزيشان پسند آيدش
همين روز را سودمند آيدش
كزان برتران يادگارش بود
همان مونس روزگارش بود
همي چشم دارم بدين روزگار
كه دينار يابم من از شهريار
دگر چشم دارم به ديگر سراي
كه آمرزش آيد مرا از خداي
كه از من پس از مرگ ماند نشان
ز گنج شهنشاه گردنكشان
كنون بازگردم به گفتار سرو
فروزندهٔ سهل ماهان به مرو


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد