بخش ۲

مشاور شركت بيمه پارسيان

بخش ۲

۳۵ بازديد
 

چنان بد كه از تازيان صدهزار
نبرده سواران نيزه گزار
برفتند و سالار ايشان شعيب
يكي نامدار از نژاد قتيب
جهاندار ايران سپاهي ببرد
بگفتند كان را نشايد شمرد
فراز آمدند آن دو لشكر بهم
جهان شد ز پرخاشجويان دژم
زمين آن سپه را همي برنتافت
بران بوم كس جاي رفتن نيافت
ز باران ژويين و باران تير
زمين شد ز خون چون يكي آبگير
خروشي برآمد ز هر پهلوي
تلي كشته ديدند بر هر سوي
سه روز و سه شب زين نشان جنگ بود
تو گفتي بريشان جهان تنگ بود
چهارم عرب روي برگاشتند
به شب دشت پيكار بگذاشتند
شعيب اندران رزمگه كشته شد
عرب را همه روز برگشته شد
بسي اسپ تازي به زين خدنگ
هم از نيزه و تيغ و خفتان جنگ
ازان رفتگان ماند آنجا به جاي
به نزد جهاندار پور هماي
ببخشيد چيزي كه بد بر سپاه
ز اسپ و ز رمح و ز تيغ و كلاه
ز لشكر يكي مرزبان برگزيد
كه گفتار ايشان بداند شنيد
فرستاد تا باژ خواهد ز دشت
ازان سال و آن سال كاندر گذشت


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد