دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۲۵ ۳۵ بازديد
سكندر چو بر تخت بنشست گفت
كه با جان شاهان خرد باد جفت
كه پيروزگر در جهان ايزدست
جهاندار كز وي نترسد بدست
بد و نيك هم بگذرد بيگمان
رهايي نباشد ز چنگ زمان
هرانكس كه آيد بدين بارگاه
كه باشد ز ما سوي ما دادخواه
اگر گاه بار آيد ار نيمشب
به پاسخ رسد چون گشايد دو لب
چو پيروزگر فرهي دادمان
در بخت پيروز بگشادمان
همه زيردستان بيابند بهر
به كوه و بيابان و دريا و شهر
نخواهيم باژ از جهان پنج سال
جز آنكس كه گويد كه هستم همال
به دوريش بخشيم بسيار چيز
ز دارنده چيزي نخواهيم نيز
چو اسكندر اين نيكويها بگفت
دل پادشا گشت با داد جفت
ز ايوان برآمد يكي آفرين
بران دادگر شهريار زمين
ازان پس پراگنده شد انجمن
جهاندار بنشست با رايزن
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد