بخش ۱

مشاور شركت بيمه پارسيان

بخش ۱

۳۴ بازديد


به بغداد بنشست بر تخت عاج
به سر برنهاد آن دلفروز تاج
كمر بسته و گرز شاهان به دست
بياراسته جايگاه نشست
شهنشاه خواندند زان پس ورا
ز گشتاسپ نشناختي كس ورا
چو تاج بزرگي به سر برنهاد
چنين كرد بر تخت پيروزه ياد
كه اندر جهان داد گنج منست
جهان زنده از بخت و رنج منست
كس اين گنج نتواند از من ستد
بد آيد به مردم ز كردار بد
چو خشنود باشد جهاندار پاك
ندارد دريغ از من اين تيره خاك
جهان سر به سر در پناه منست
پسنديدن داد راه منست
نبايد كه از كارداران من
ز سرهنگ و جنگي سواران من
بخسپد كسي دل پر از آرزوي
گر از بنده گر مردم نيك‌خوي
گشادست بر هركس اين بارگاه
ز بدخواه وز مردم نيك‌خواه
همه انجمن خواندند آفرين
كه آباد بادا به دادت زمين
فرستاد بر هر سوي لشكري
كه هرجا كه باشد ز دشمن سري
سر كينه‌ورشان به راه آوريد
گر آيين شمشير و گاه آوريد


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد