پادشاهي اورمزد نرسي

مشاور شركت بيمه پارسيان

پادشاهي اورمزد نرسي

۳۶ بازديد


چو بر گاه رفت اورمزد بزرگ
ز نخچير كوتاه شد چنگ گرگ
جهان را همي داشت با ايمني
نهان گشت كردار آهرمني
نخست آفرين كرد بر كردگار
توانا و دانا و پروردگار
شب و روز و گردان سپهر آفريد
چو بهرام و كيوان و مهر آفريد
ازويست پيروزي و فرهي
دل و داد و ديهيم شاهنشهي
هميشه دل ما پر از داد باد
دل زيردستان به ما شاد باد
ستايش نيابد سر سفله مرد
بر سفلگان تا تواني مگرد
همان نيز با مرد بدخواه راي
اگر پندگيري به نيكي گراي
ز بخشش هرانكس كه جويد سپاس
نخواندش بخشنده يزدان‌شناس
ستاننده گر ناسپاست نيز
سزد گر ندارد كس او را به چيز
هراسان بود مردم سخت‌كار
كه او را نباشد كسي دوستدار
وگر سستي آرد به كار اندرون
نخواند ورا راي‌زن رهنمون
گر از كاهلان يار خواهي به كار
نباشي جهانجوي و مردم‌شمار
نگر خويشتن را نداري بزرگ
وگر گاه يابي نگردي سترگ
چو بدخو شود مرد درويش خوار
همي بيند آن از بد روزگار
همه‌ساله بيكار و نالان ز بخت
نه راي و نه دانش نه زيباي تخت
وگر بازگيرند ازو خواسته
شود جان و مغز و دلش كاسته
به بي چيزي و بدخويي يازد اوي
ندارد خرد گردن افرازد اوي
نه چيز و نه دانش نه راي و هنر
نه دين و نه خشنودي دادگر
شما را شب و روز فرخنده باد
بدانديش را جان پراگنده باد
برو مهتران آفرين ساختند
خود از سوك شاهان بپرداختند
چو نه سال بگذشت بر سر سپهر
گل زرد شد آن چو گلنار چهر
غمي شد ز مرگ آن سر تاجور
بمرد و به شاهي نبودش پسر
چنان نامور مرد شيرين‌سخن
به نوي بشد زين سراي كهن
چنين بود تا بود چرخ روان
توانا به هر كار و ما ناتوان
چهل روز سوكش همي داشتند
سر گاه او خوار بگذاشتند
به چندين زمان تخت بيكار بود
سر مهتران پر ز تيمار بود
نگه كرد موبد شبستان شاه
يكي لاله رخ ديد تابان چو ماه
سر مژه چون خنجر كابلي
دو زلفش چو پيچان خط مغولي
مسلسل يك اندر دگر بافته
گره بر زده سرش برتافته
پري چهره را بچه اندر نهان
ازان خوب‌رخ شادمان شد جهان
چهل روزه شد رود و مي خواستند
يكي تخت شاهي بياراستند
به سر برش تاجي برآويختند
بران تاج زر و درم ريختند
چهل روز بگذشت بر خوب‌چهر
يكي كودك آمد چو تابنده مهر
ورا موبدش نام شاپور كرد
بران شادماني يكي سور كرد
تو گفتي همي فره ايزديست
برو سايهٔ رايت بخرديست
برفتند گردان زرين كمر
بياويختند از برش تاج زر
چو آن خرد را سير دادند شير
نوشتند پس در ميان حرير
چهل روزه را زير آن تاج زر
نهادند بر تخت فرخ پدر


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد