بخش ۴

مشاور شركت بيمه پارسيان

بخش ۴

۳۶ بازديد


ز خاور چو خورشيد بنمود تاج
گل زرد شد بر زمين رنگ ساج
ز گنجور دستور بستد كليد
خورش خانه و خمهاي نبيد
بدژدر هرانكس كه بد مهتري
وزان جنگيان رنج ديده سري
خورشها فرستاد و چندي نبيد
هم از بويها نرگس و شنبليد
پرستندهٔ باده را پيش خواند
به خوبي سخنها فراوان براند
بدو گفت كامشب تويي باده‌ده
به طاير همه بادهٔ ساده ده
همان تا بدارند باده به دست
بدان تا بخسپند و گردند مست
بدو گفت ساقي كه من بنده‌ام
به فرمان تو در جهان زنده‌ام
چو خورشيد بر باختر گشت زرد
شب تيره گفتش كه از راه برد
مي خسروي خواست طاير به جام
نخستين ز غسانيان برد نام
چو بگذشت يك پاس از تيره شب
بياسود طاير ز بانگ جلب
برفتند يكسر سوي خوابگاه
پرستندگان را بفرمود شاه
كه با كس نگويد سخن جز براز
نهاني در دژ گشادند باز
بدان شاه شاپور خود چشم داشت
از آواز مستان به دل خشم داشت
چو شمع از در دژ بيفروخت گفت
كه گشتيم با بخت بيدار جفت
مر آن ماه‌رخ را به پرده‌سراي
بفرمود تا خوب كردند جاي
سپه را همه سر به سر گرد كرد
گزين كرد مردان ننگ و نبرد
به باره برآورد چندي سوار
هرانكس كه بود از در كارزار
به دژ در شد و كشتن اندرگرفت
همه گنجهاي كهن برگرفت
سپه بود با طاير اندر حصار
همه مست خفته فزون از هزار
دگر خفته آسيمه برخاستند
به هر جاي جنگي بياراستند
ازيشان كس از بيم ننمود پشت
بسي نامور شاه ايران بكشت
چو شد طاير اندر كف او اسير
بيامد برهنه دوان ناگزير
به چنگ وي آمد حصار و بنه
گرفتار شد مردم بدتنه
ببود آن شب و بامداد پگاه
چو خورشيد بنمود زرين كلاه
يكي تخت پيروزه اندر حصار
به آيين نهادند و دادند بار
چو از بارپردخته شد شهريار
به نزديك او شد گل نوبهار
ز ياقوت سرخ افسري بر سرش
درفشان ز زربفت چيني برش
بدانست كاي جادوي كار اوست
بدو بد رسيدن ز كردار اوست
چنين گفت كاي شاه آزاد مرد
نگه كن كه كه فرزند با من چه كرد
چنين گفت شاپور بدنام را
كه از پرده چون دخت بهرام را
بياري و رسوا كني دوده را
برانگيزي آن كين آسوده را
به دژخيم فرمود تا گردنش
زند به آتش اندر بسوزد تنش
سر طاير از ننگ در خون كشيد
دو كتف وي از پشت بيرون كشيد
هرانكس كجا يافتي از عرب
نماندي كه با كس گشادي دو لب
ز دو دست او دور كردي دو كفت
جهان ماند از كار او در شگفت
عرابي ذوالاكتاف كردش لقب
چو از مهره بگشاد كفت عرب
وزانجا يگه شد سوي پارس باز
جهاني همه برد پيشش نماز
برين نيز بگذشت چندي سپهر
وزان پس دگرگونه بنمود چهر


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد