بخش ۱۳

مشاور شركت بيمه پارسيان

بخش ۱۳

۳۸ بازديد


خود و شاه بهرام با راي‌زن
نشستند و گفتند بي‌انجمن
سخنشان بران راست شد كز يمن
به ايران خرامند با انجمن
گزين كرد از تازيان سي هزار
همه نيزه‌داران خنجرگزار
به دينارشان يكسر آباد كرد
سر نامداران پر از باد كرد
چو آگاهي اين به ايران رسيد
جوانوي نزد دليران رسيد
بزرگان ازان كار غمگين شدند
بر آذر پاك برزين شدند
ز يزدان همي خواستند آنك رزم
مگر باز گردد به شادي و بزم
چو منذر به نزديك جهرم رسيد
برآن دشت بي‌آب لشكر كشيد
سراپرده زد راد بهرامشاه
به گرد اندر آمد ز هر سو سپاه
به منذر چنين گفت كاي راي‌زن
به جهرم رسيدي ز شهر يمن
كنون جنگ سازيم گر گفت‌وگوي
چو لشكر به روي اندر آورد روي
بدو گفت منذر مهان را بخوان
چو آيند پيشت بياراي خوان
سخن گوي و بشنو ازيشان سخن
كسي تيز گردد تو تيزي مكن
بخوانيم تا چيستشان در نهان
كرا خواند خواهند شاه جهان
چو دانسته شد چارهٔ آن كنيم
گر آسان بود كينه پنهان كنيم
ور ايدون كجا كين و جنگ آورند
بپيچند و خوي پلنگ آورند
من اين دشت جهرم چو دريا كنم
ز خورشيد تابان ثريا كنم
بر آنم كه بينند چهر ترا
چنين برز و بالا و مهر ترا
خردمندي و راي و فرهنگ تو
شكيبايي و دانش و سنگ تو
نخواهند جز تو كسي تخت را
كله را و زيبايي بخت را
ور ايدونك گم كرده دارند راه
بخواهند بردن همي از تو گاه
من و اين سواران و شمشير تيز
برانگيزم اندر جهان رستخيز
ببيني بروهاي پرچين من
فداي تو بادا تن و دين من
چو بينند بي‌مر سپاه مرا
همان رسم و آيين و راه مرا
همين پادشاهي كه ميراث تست
پدر بر پدر كرد شايد درست
سه ديگر كه خون ريختن كار ماست
همان ايزد دادگر يار ماست
كسي را جز از تو نخواهند شاه
كه زيباي تاجي و زيباي گاه
ز منذر چو شاه اين سخنها شنيد
بخنديد و شادان دلش بردميد
چو خورشيد برزد سر از تيغ كوه
ردان و بزرگان ايران گروه
پذيره شدن را بياراستند
يكي دانشي انجمن خواستند
نهادند بهرام را تخت عاج
به سر بر نهاده بهاگير تاج
نشستي به آيين شاهنشهان
بياراست كو بود شاه جهان
ز يك دست بهرام منذر نشست
دگر دست نعمان و تيغي به دست
همان گرد بر گرد پرده‌سراي
ستاده بزرگان تازي به پاي
از ايرانيان آنك بد پاك‌راي
بيامد به دهليز پرده‌سراي
بفرمود تا پرده برداشتند
ز درشان به آواز بگذاشتند
به شاه جهان آفرين خواندند
به مژگان همي خون برافشاندند
رسيدند نزديك بهرامشاه
بديدند زيبا يكي تاج و گاه
به آواز گفتند انوشه بدي
هميشه ز تو دور دست بدي
شهنشاه پرسيد و بنواختشان
به اندازه بر پايگه ساختشان


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد