دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۲۲ ۳۱ بازديد
اي دوستي نموده و پيوسته دشمني
در شرط ما نبود كه با من تو اين كني
دل پيش من نهادي و بفريفتي مرا
آگه نبودهام كه همي دانه افكني
پنداشتم همي كه دل از دوستي دهي
بر تو گمان كه برد كه تو دشمن مني
دل دادن تو از پي آن بود تا مرا
اندر فريبي و دلم از جاي بركني
كشتي مرا به دوستي و كس نكشته بود
زين زارتر كسي را هرگز به دشمني
بستي به مهر با دل من چند بار عهد
از تو نميسزد كه كنون عهد بشكني
با تو رهيت را چو به دل ايمني نبود
زين پس به جان چگونه بود بر تو ايمني
خرمن ز مرغ گرسنه خالي كجا بود
ما مرغكان گرسنهايم و تو خرمني
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد