قطعه شماره ۴

مشاور شركت بيمه پارسيان

قطعه شماره ۴

۳۵ بازديد


اي جهاني ز تو به آزادي
بر من از تو چراست بيدادي
دل من دادي و نبود مرا
از دل بيوفاي تو شادي
دل دهان دل به دوستي دادند
تو مرا دل به دشمني دادي
قصد كردي به دل ربودن من
بر هلاك دلم بر استادي
تا دلم نستدي نياسودي
چون توان كرد از تو آزادي
دل ببردي و جان شد از پس دل
اي تن اندر چه محنت افتادي
بر دل دوستان فرامشتي
بر دل دشمنان همه يادي


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد