قصيده شماره ۳۰ - در مدح امير اياز اويماق منظور و محبوب سلطان محمود

۳۳ بازديد


غم ناديدن آن ماه ديدار
مرا در خوابگه ريزد همي خار
شب تاري همه كس خواب يابد
من از تيمار او تا روز بيدار
گهي گويم: رخت كي بينم اي دوست
گهي گويم: لبت كي بوسم اي يار!
ز گرياني كه هستم، مرغ و ماهي
همي‌گريند بر من همچو من زار
مرا گويي چرا گريي ز اندوه
مرا گويي چرا نالي ز تيمار
نه وقت بازگشتن سوي معشوق
نه جز با رازداران روي گفتار
هر آنك امسال آمد پيش من گفت
نه آني خود كه من ديدم ترا پار
ز كوژي پشت من چون پشت پيران
ز سستي پاي من چون پاي بيمار
خروشم چون خروش رعد بهمن
سرشكم چون سرشك ابر آذار
تن مسكين من بگداخت چون موم
دل غمگين من بشكافت چون نار
تن چون موي من چون تابداين رنج
دل بيچاره چون بردارد اين بار
ز دل برداشت خواهم بار اندوه
چو نزد مير ميران يافتم بار
امير جنگجوي اياز اويماق
دل و بازوي خسرو روز پيكار
سواري كز در ميدان در آيد
به حيرت درفتد دلهاي نظار
يكي گويد كه آن سرويست بر كوه
دگر گويد گلي تازه‌ست بر بار
زنان پارسا از شوي گردند
به كابين ديدن او را خريدار
دليران از نهيبش روز كوشش
همي‌لرزند چون برگ سپيدار
اگر بر سنگ خارا بر زند تير
به سنگ اندر نشاند تا به سوفار
برون پراند از نخجير ناوك
من اين صد بار ديدستم نه يكبار
نه بر خيره بدو دل داد محمود
دل محمود را بازي مپندار
جز او در پيش سلطان نيز كس بود
جز او سلطان غلامان داشت بسيار
اگر چون مير يك تن بود از ايشان
نه چندان بد مر او را گرم بازار
خداوند جهان مسعود محمود
كه او را زر همي‌بخشد به خروار
جز او را از همه ميران كرا داد
به يك بخشش چهل خروار دينار
ندادنديش چندين گر نبودي
به چندين و به صد چندين سزاوار
به جاي قدر مير و همت شاه
تو اين را خواردار و اندك انگار
به جايي برد خواهد خسرو او را
كه سالاران بدو گردند سالار
بدو بخشيد مال خطهٔ بست
خراج خطهٔ مكران و قزدار
كجا گردد فراموش آنچه او كرد
ز بهر خدمت شاه جهاندار
ميان لشكر عاصي نگه داشت
وفا و عهد آن خورشيد احرار
به روز روشن از غزنين برون رفت
همي‌زد با جهاني تا شب تار
نماز شام را چندان نخوابيد
كه دشت از كشته شد با پشته هموار
گروهي را از آن شيران جنگي
بكشت و مابقي را داد زنهار
جز او هرگز كه كرده‌ست اين به گيتي
بخوان شهنامه و تاريخ و اخبار
خدايا ناصر او باش و از قدر
سر راياتش از خورشيد بگذار
جهان از بد سكالانش تهي كن
چنان كز دلقك بي‌شرم طرار


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد