قصيده شماره ۴۴ - در مدح يمين الدوله سلطان محمود بن ناصرالدين

۳۱ بازديد


خداوند ما شاه كشورستان
كه نامي بدو گشت زاولستان
سر شهرياران ايران زمين
كه ايران بدو گشت تازه جوان
يكي خانه كرده‌ست فر خارديس
كه بفروزد از ديدن او روان
جهاني و چون خانه‌هاي بهشت
زميني و همسايهٔ آسمان
ز خوبي چو كردار دانشپژوه
ز خوشي چو گفتار شيرين زبان
همه زر كاني و سيم سپيد
ز سر تا به بن، وز ميان تا كران
نه صد يك از آن سيم در هيچ كوه
نه ده يك از آن زر در هيچ كان
نبشته درو آفرينهاي شاه
ز گفتار اين و ز گفتار آن
بسيجيده چون كار هر نيكخو
پسنديده چون مهر هر مهربان
چه گويي سكندر چنين جاي كرد
چه گويي چنين داشت نوشيروان
به فرخترين روز بنشست شاه
درين خانهٔ خرم دلستان
بدان تا درين خانهٔ نو كند
دل لشكر خويش را شادمان
سپه را بود ميزبان و بود
هزار آفرين بر چنين ميزبان
يكي را بهايي به تن در كشد
يكي را نوندي كشد زير ران
بهايي، بر آن رنگهاي شگفت
نوندي، بر آن بر ستامي گران
كسي را كه باشد پرستش فزون
كنون كوه زرين كشد زير ران
به يزدان كه كس در پرستيدنش
نكرده ست هرگز به مويي زيان
همه پادشاهان همي زو زنند
به شاهي و آزادگي داستان
ز شاهان چنو كس نپرورد چرخ
شنيدستم اين من ز شهنامه خوان
ستوده به نام و ستوده به خوي
ستوده به جان و ستوده به خوان
جهان را به شمشير هندي گرفت
به شمشير بايد گرفتن جهان
شهان دگر باز مانده بدو
بدادند چون سكزيان سيستان
ندادند و بستد به جنگي كه خاك
زخون شد در آن جنگ چون ارغوان
به تيغ او چنان كرد وايشان چنين
چه گويي چنين به بود يا چنان
هم از كودكي بود خسرومنش
خردمند و كوشنده و كاردان
به بدروز همداستاني نكرد
كه بازوش با زور بود و توان
بزرگي و نيكي نيابد هگرز
كسي كو به بد بود همداستان
همه پادشاهان كه بودند، زر
به خاك اندرون داشتندي نهان
نبودي به روز و به شب ماه و سال
جز انديشه بر گنجشان قهرمان
خداوند ما را ز كس بيم نيست
مگر ز آفرينندهٔ پاك جان
بدين دل گرفته‌ست گستاخوار
به زر و به سيم اندرون خان و مان
ز بس تودهٔ زر كه در كاخ او
بهر كنج گنجي بود شايگان
كسي كو به جنگ آيد آنجا ز جنگ
چنان باز گردد كه سرگشته خان
هر آن دودمان كان نه زين كشورست
برآيد همي دود از آن دودمان
همي تا به هر جاي در هر دلي
گرامي و شيرين بود سو زيان
همي تا ز بهر فزوني بود
هميشه تكاپوي بازارگان
به شادي زياد و جز او كس مباد
جهان را جهاندار تا جاودان
بد انديش او گشته در روز جنگ
چو در كينهٔ اردشير اردوان
بماناد تا مانده باشد زمين
بزرگي و شاهي درين خاندان


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد