قصيده شماره ۶۹ - در مدح سلطان مسعود بن سلطان محمود

۳۳ بازديد


خوشا عاشقي خاصه وقت جواني
خوشا با پريچهرگان زندگاني
خوشا با رفيقان يكدل نشستن
به هم نوش كردن مي ارغواني
به قوت جواني بكن عيش زيرا
كه هنگام پيري بود ناتواني
جواني و از عشق پرهيز كردن
چه باشد، نداني، بجز جان گراني
جواني كه پيوسته عاشق نباشد
دريغست ازو روزگار جواني
در شادماني بود عشق خوبان
ببايد گشادن در شادماني
در شادماني گشاده‌ست بر تو
كه مدحتگر پادشاه جهاني
جهاندار مسعود محمود غازي
كه مسعود باد اخترش جاوداني
سر خسروان افسر تاجداران
كه او را سزد تاج و تخت كياني
زمين را مهيا به مالك رقابي
فلك را مسمي به صاحبقراني
به مردانگي از همه شهرياران
پديدار همچون يقين از گماني
به جنگ اندرون كامرانست ليكن
ندانم كجا راند اين كامراني
نبيني دل جنگ او هيچ كس را
تو بنماي گر هيچ ديدي و داني
از آن سو مر او راست تا غرب شاهي
وز اين سو مر او راست تا شرق خاني
سپاهيست او را كه از دخل گيتي
به سختي توان دادشان بيستگاني
اگر نيستي كوه غزنين توانگر
بدين سيم روينده و زر كاني
به اندازهٔ لشكر او نبودي
گر از خاك و از گل زدندي شياني
خداوند چشم بدان دور دارد
از اين شاه و زين دولت آسماني
چنين شهريار و چنين شاهزاده
كه ديد و كه داده‌ست هرگز نشاني
بدين شرمناكي بدين خوب رسمي
بدين تازه‌رويي بدين خوشزباني
حديث ار كند با تو از شرم گردد
دو رخسار او چون گل بوستاني
نه هرگز بدان را به بد داده ياري
نه هرگز به بد كرده همداستاني
جهان را به عدل و به انصاف دادن
بياراست چون شعر نيك از معاني
به جوي اندرون آب، نوش روان شد
ازين عدل و انصاف نوشيرواني
چنان گشت بازارهاي ولايت
كه برخاست از پاسبان پاسباني
سپاه و رعيت نيابند فرصت
به شغل دگر كردن از ميزباني
ز پاكيزگي شهر و از ايمني ده
روان گشت بازار بازارگاني
زهي شهرياري كه گويي ز ايزد
به رزق همه عالم اندر ضماني
به كردار نيكو و گفتار شيرين
همي آرزوها به دلها رساني
دل من پر از آرزو بود شاها
وز انديشه رخسار من زعفراني
نه زان كاندرين خدمت اين رنج بردم
كه واجب كند بر من اين مهرباني
مرا شاد كردي و آباد كردي
سراي من از فرش و مال و اواني
بياراستم خانه از نعمت تو
به كاكويي و رومي و خسرواني
خدايت معين باد و دولت مساعد
تو باقي و بدخواه تو گشته فاني
سراي تو پر سرو و پر ماه و پر گل
ز يغمايي و چيني و خلخاني
همايون و فرخنده بادت نشستن
بدين جشن فرخندهٔ مهرگاني
به تو بگذرد روزگاران به خوشي
دو صد جشن ديگر چنين بگذراني


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد