گفتار اندر ستايش خواجه ابو نصر منصور بن مهمد

۳۴ بازديد


چو ايزد بنده اى را يار باشد
دو چشم دولتش بيدار باشد
ز پيروزى به دست آرد همه كام
ز به روزى به چنگ آرد همه نام
كجا چيزى بود زيبا و شهوار
كجا مردى بود شايستهء كار
دهد يزدان بدان بنده سراسر
كه او باشد بدان هنواره در خور
بدين گونه كه داد اكنون به سلطان
گزين از هرچه تو دانى به گيهان
همه مردان در گاهش چنانند
كه با ايشان دگر مردان زنانند
وليكن هست ازيشان نامدارى
دليرى كاردانى هوشيارى
حكيمى زير كى مرد آزمايى
كريمى نيكخويى نيك رايى
سخنگويى سخندانى ظريفى
هنرمندى هنرجويى لطيفى
كجا در گاه سلطان را عميدست
به هر كارى و هر حالى حميدست
به پيروزى و بهروزى مؤيّد
ابونصراست و منصور و محمد
خداوندى كه از نيكى جهانيست
دُرو راى بلندش آسمانيست
ازين گيتى سوى دانش گرايد
ز دانش يافتن رامش فزايد
هميشه نام نيكو دوست دارد
ابى حقى كه باشد حق گزارد
كم آزار است و بر مردرم فروتن
مرو را الجرم كس نيست دشمن
چرا دشمن بود آنرا كه جانس
همى بخشايد از خواهندگانش
خرد را پيش خود دستور دارد
دل از هر ناپسندى دور دارد
هر آوازى بداند چون سليمان
هزاران ديو را دارد به فرمان
به رادى هست از حاتم فزونتر
به مردى بهترست از رستم زر
چنان گويد زبان هفت كضور
كه گويى زان زمينش بود گوهر
طرازى ظنّ برد كاو از طرازست
حجازى نيز گويد از حجازست
چو نثر هر زبانش خوشتر آيد
به نظم آن زبان معجز نمايد
درى و تازى و تركى بگويد
به الفاظى كه زنگ از دل بضويد
دو شمشيرست ز الماس و بيانش
يكى در دست و ديگر در دهانش
يكى گاه هنر خارا گذارإد
يكى گاه سخن دانش نگارد
بسا گُردا كزان گشته ست پيچان
بسا جانا كزين گشته ست بى جان
كه و مه لشكر سلطان عالم
به جان وى خورند سوگند محكم
چو با كهتر ز خود، سازد پدروار
چو با مهتر، همى سازد پسروار
بدو با همسران مثل برادر
نباشد زادمردى زين فزونتر
زهر فن گرد او جمع حكيمان
خطيبان و دبيران و اديبان
ز هر شهرى بدو گرد آمدستند
به بحر جود او غرقه شدستند
اگر او نيستى ما را خريدار
نبودى شاعرى را هيچ مقدار
و گر چه شاعرى باشد نه دانا
بسى احسنت و زه گويد به عمدا
يكى از بهر آن تا كاو شود شاد
دگر تا بيشتر بايد عطا داد
ز مشرق تا به مغرب كار گيهان
به زير امر و كردست سلطان
بروبر نيست چندان رنج از اين كار
كه از يك جام مى بر دست ميخوار
بزرگا جود دادار جهان بين
كه بخشد مردمى راا فصل چندين
الا تا در جهان كون و فسادست
وزيشان خاك مبادا و معادست
بقا باد اين كريم نيكخو را
بر افزون باد جاه و دولت او را
هميشه بخت او پيروز گرباد
به پيروزى و نيكى نامور باد
متابع باد او را ملك گيهان
موافق باد وى را فرّ يزدان


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد