رباعي شماره ۹۲

مشاور شركت بيمه پارسيان

رباعي شماره ۹۲

۳۱ بازديد


خاك سر كوي آن بت مشكين خال
مي‌بوسيدم شبي به اميد وصال
پنهان ز رقيب آمد و در گوشم گفت:
مي‌خور غم ما و خاك بر لب ميمال


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد