دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۱۹ ۳۲ بازديد
دلم زين بيش غوغا برنتابد
سرم زين بيش سودا برنتابد
غمت را گو بدار از جان ما دست
كه آن ديوانه يغما برنتابد
ز شوقت بر دل ديوانهٔ ماست
غمي كان سنگ خارا برنتابد
ز چشمم هر شبي مژگان براند
چنان سيلي كه دريا برنتابد
بيا امشب مگو فردا كه اين كار
دگر امروز و فردا برنتابد
سر اندر پايت اندازيم چون زلف
اگر زلفت سر از ما برنتابد
عبيد از درد كي يابد رهائي
چو درد دل مداوا برنتابد
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد