بخش ۹ - غزل همام

مشاور شركت بيمه پارسيان

بخش ۹ - غزل همام

۳۳ بازديد


بديدم چشم مستت رفتم از دست
گوام داير دلي گويائي هست ؟
دلم خود رفت و ميترسم كه روزي
به مهرت هم نسي خوش كامم اج دست ؟
بب زندگي اين خوش عبارت
لوانت لاوه نج من ذبل و كان بست ؟
دمي بر عاشق خود مهربان شو
كج‌اي مهرواني كسب اومي كست ؟
اگر روزي ببينم روي خوبت
به جم شهر اندر واسر زبان دست؟
ز عشقت گر همام از جان برآيد
مواجش كان يوان بمرد و وارست ؟
به گوش خاوا كني پشتش بويني
به بويت خسته بي جهنامه سرمست


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد