بخش ۱۲ - غزل

مشاور شركت بيمه پارسيان

بخش ۱۲ - غزل

۳۲ بازديد


ز سوز عشق من جانت بسوزد
همه پيدا و پنهانت بسوزد
ز آه سرد و سوز دل حذر كن
كه اينت بفسرد وانت بسوزد
مبر نيرنگ و دستان پيش آن كو
به صد نيرنگ و دستانت بسوزد
به دست خويشتن شمعي ميفروز
كه هر ساعت شبستانت بسوزد
چه داري آتشي در زير دامان
كز آن آتش گريبانت بسوزد
دل اندر وصل من بستي و ترسم
كه ناگه تاب هجرانت بسوزد
ندارد سودت آن گاهي كه گوئي
عبيد آن نامسلمانت بسوزد


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد