بخش ۲۵ - در صفت حال

مشاور شركت بيمه پارسيان

بخش ۲۵ - در صفت حال

۳۲ بازديد


دلا تا چند از اين صورت پرستي
قدم بر فرق هستي زن كه رستي
غم هر بوده و نابوده تا چند
حكايت گفتن بيهوده تا چند
چو رندان خيز و چابك دستيي كن
ز جام نيستي سر مستيي كن
رها كن عقل و رو ديوانه ميگرد
چو مستان بر در ميخانه ميگرد
كه از ميخانه يابي روشنائي
كني با پاكبازان آشنائي
دم از غم زن اگر شاديت بايد
خرابي جو گر آباديت بايد
مزن چون نار در خون جگر جوش
بهي خواهي چو به پشمينه ميپوش
وگر خواهي ز محنت رستگاري
بكمتر زان قناعت كن كه داري
سرير سلطنت بي داوري نيست
غم صاحب كلاهي سرسري نيست
برو چشم هوس را ميل دركش
پس آنگه خرقه را در نيل دركش
طمع گستاخ شد بانگي بر او زن
هوس را نيز سنگي در سبو زن
از آن ترسم كه چون ميبايدت مرد
تو آري گرد و ديگر كس كند خورد
اگر روحت ز آلايش سليم است
رسيدن در صراط المستقيم است
وگر در چاه نفس افتي به خواري
تو معذوري كه بينائي نداري
در اين منزل كه هم راهست و هم چاه
علايق هر يكي غولي است بگريز
چو مردان بارهٔ دولت برانگيز
به افسون خواندن از اين غول بگريز
چو طاووس سرابستان جاني
چو باز آشيان لامكاني
از اين بيغولهٔ غولان چه خواهي
نه جغدي خانه در ويران چه خواهي
در اين كشتي كه نامش زندگانيست
نفس را پيشه در وي بادبانيست
نشايد خفت فارغ در شكر خواب
فتاده كشتي از ساحل به گرداب
در اين گرداب نتوان آرميدن
ببايد رخت بر هامون كشيدن
از اين دريا مشو يك لحظه ايمن
منت خود اين همي گويم وليكن
بدين ملاحي و اين ناخدائي
از اين گرداب كي خواهي رهائي
به بادي بشكند بازار دنيا
به كاري مي‌نيايد كار دنيا
نه جاي تست زين دل گوشه بردار
رهت پيشست رو ره توشه بردار
ترا جاي دگر آرامگاهي است
وز اين سازنده‌تر آب و گياهي است
در آنجا بينوايانرا بود كار
در آن كشور گدايانرا بود كار
در او درمان فروشان درد خواهند
تني باريك و روئي زرد خواهند
ندارد سركشي آنجا روائي
به كاري نايد آنجا پادشائي
بر اين عرصه مشو كژرو چو فرزين
دغا باز است گردون مهره برچين
اداي بد مكن با قول كج بار
كه آرد بدادائي مفلسي بار
اگر خوش عيشي و گر مستمندي
در اين ده روزه كاينجا پاي بندي
چو عنقا گوشهٔ عزلت نگهدار
مرو بر سفرهٔ مردم مگس وار
تردد در ميان خلق كم كن
چو مردان روي بر ديوار غم كن
نمي‌بيني كمان چون گوشه گير است
بر او آوازهٔ زه ناگزير است
مجرد باش و بر ريش جهان خند
ز مردم بگسل و بر مردمان خند
مكن زن هر زمان جنگي ميندوز
ز بهر شهوتي ننگي ميندوز
كه از بي‌غيرتي به پارسائي
بديوثي نيرزد كدخدائي
علائق بر سر خاكت نشاند
مجرد شو كه تجريدت رهاند
غنيمت مرد را بي‌آب و رنگي است
خوشي در عالم بي‌نام و ننگي است
خراب آباد دنيا غم نيرزد
همه سورش بيك ماتم نيرزد
در اين صحراي بي‌پايان چه پوئي
غنيمت زين ره ويران چه جوئي
از اين منزل كه ما در پيش داريم
دلي خسته رواني ريش داريم
بياباني است كو سامان ندارد
رهي دارد كه آن پايان ندارد
بدين ره رفتنت كاري است مشكل
نه مقصودت نه مقصد هست حاصل
در اين ويرانه گر صد گنج داري
وزين كاشانه گر صد رنج داري
گرت كيخسرو جمشيد نامست
ورت خلق جهان يكسر غلامست
به وقت كوچ همراهي نيابي
ز كوهي پرهٔ كاهي نيابي
چه خوش ميگويد اين معني نظامي
به رغبت بشنو اي جان گرامي
« كه مال و ملك و فرزند و زن و زور
همه هستند با تو تا لب گور »
» روند اين همرهان چالاك با تو
نيايد هيچكس در خاك با تو »
كجا آن كو از اين ماتم نگريد
كدامين سنگدل زين غم نگريد
در اين بستان گل و نرگس كه بوئي
همان سرو و همان سنبل كه جوئي
دلم ميگردد از گفتن پريشان
ولي چون بنگري هريك از ايشان
رخ خوبي و چشم دلستانيست
قد شوخي و زلف نوجوانيست
از اين منزل هرآنكو بر نشيند
كسش ديگر در اين منزل نبيند
به وقت خود چو مردان كار درياب
مشو غافل كه اين گردنده دولاب
ندارد كار جز نيرنگ سازي
فغان زين حقه و زين حقه بازي
يكي از مؤبدي پرسيد در راز
ز جور چرخ و از انجام و آغاز
جوابش داد از احوال اين دير
كه دايم ميكند گرد زمين سير
حقيقت كس نشاني باز ندهد
كسي نيز از فلك آواز ندهد
اگر چه سست مهري زود سير است
چنين در دور تا ديده است دير است
در اين پرده خرد را نيست راهي
ندارد دانش آنجا دستگاهي
بدين چشمه كه نورت ميفزايد
بدين ايوان كه دورت مينمايد
به پاي جسم چون شايد رسيدن
به بال روح مي‌بايد پريدن
طلسمي اين چنين از دور ديدن
كجا شايد در احكامش رسيدن
از او جز دور ساماني نبيني
تر آن به كه خاموشي گزيني
نصيحت گر ز مؤبد گوش داريم
همان بهتر كه لب خاموش داريم
بجز توفيق ياري نيست اينجا
بجز تسليم كاري نيست اينجا
جهانرا بي‌ثباتي رسم و دين است
هميشه عادت دنيا چنين است
كسي آغاز و انجامش نداند
همان بهتر كه كس نامش نداند
خود اين احوال ما گر گوش داري
نبيني روي كس گر هوش داري
نيازي عشق و دل در كس نبندي
دگر چون ابلهان بر خود نخندي
عبيد از كار دنيا دل بپرداز
دگر ره بر سر افسانه شو باز


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد