دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۱۸ ۳۳ بازديد
نماند هيچ كريمي كه پاي خاطر من
ز بند حادثهٔ روزگار بگشايد
خيال بود مرا كان غرض كه مقصود است
حصول آن غرض از شهريار بگشايد
بدان هوس بر سلطان كامران رفتم
كه از عطاي ويم كار و بار بگشايد
ز پيش شاه و وزيرم دري گشاده نشد
مگر ز غيب دري كدر كار بگشايد
عبيد حاجت از آن درطلب كه رحمت او
اگر ببندد يك در هزار بگشايد
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد