قصيده شماره ۱ - در وصف آسمان و افلاك

مشاور شركت بيمه پارسيان

قصيده شماره ۱ - در وصف آسمان و افلاك

۳۳ بازديد


چو دست قدرت خراط حقهٔ مينا
فشاند بر رخ كافور عنبر سارا
مشعبد فلك از زير حقه پيدا كرد
هزار بيدق سيمين به دست سحرنما
ز بهر زينت و زيب مخدرات فلك
زمانه نافه گشا شد سپهر غاليه سا
براي فكرت و انديشه در منازل قدس
قدم فشرده و در پيش عقل بيش بها
فضاي هر فلكي ملك خسروي ديدم
درون هر طبقي جاي واليي والا
مقيم طارم هفتم معمري ديدم
رفيع قدر و قوي هيكل و بلند غطا
ازو گرفته جهان رسم خرقه و زنار
وزو گرفته چمن ساز و برگ نشو و نما
فراز طاق ششم حاكمي مبارك روي
نه چون قضاة زمان، قاضي به صدق و صفا
خجسته طلعت و فيروز بخت و فرخ فال
سعيد طالع و مسعود راي و سعد لقا
امير خطهٔ پنجم دلاوري ديدم
خضاب كرده به خون دست و سر پر از غوغا
حسام قاطع او هادم اساس امل
سنان سركش او هالك وجود بقا
سرير گاه چهارم كه جاي پادشهيست
فزون ز قيصر و فغفور و هرمز و دارا
تهي ز والي و خالي ز ياد شه ديدم
وليك لشكرش از پيش تخت او برپا
فراز آن صنمي با هزار غنج و دلال
چو دلبران دلاويز و لعبتان ختا
گهي به زخمهٔ سحر آفرين زدي رگ چنگ
گهي گرفتي بر دست ساغر صهبا
خديو عرصهٔ ديوان پيشگاه دوم
محاسبي سره ديدم غني به عقل و ذكا
قوي كفايت و باريك فكر و دورانديش
لطيف خاطر و شيرين زبان و نكته‌سرا
هلال عيد ز چرخ يكم درخشان شد
ز طرف كاهكشان بر مثال كاهربا


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد