غزل شماره ۱

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۱

۳۳ بازديد


بكشت غمزهٔ آن شوخ بي‌گناه مرا
فكند سيب زنخدان او به چاه مرا
غلام هندوي خالش شدم ندانستم
كاسير خويش كند زنگي سياه مرا
دلم بجا و دماغم سليم بود ولي
ز راه رفتن او دل بشد ز راه مرا
هزار بار فتادم به دام ديده و دل
هنوز هيچ نميباشد انتباه مرا
ز مهر او نتوانم كه روي برتابم
ز خاك گور اگر بردمد گياه مرا
به جور او چو بميرم ز نو شوم زنده
اگر به چشم عنايت كند نگاه مرا
عبيد از كرم يار بر مدار اميد
كه لطف شامل او بس اميدگاه مرا


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد