دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۱۸ ۳۶ بازديد
دارم بتي به چهرهٔ صد ماه و آفتاب
نازكتر از گل تر و خوشبوتر از گلاب
رعناتر از شمايل نسرين ميان باغ
نازندهتر ز سروسهي بر كنار آب
در تاب حيرت از رخ او در چمن سمن
در خوي خجلت از تب او در قدح شراب
شكلي و صد ملاحت و روئي وصد جمال
چشمي وصد كرشمه و لعلي وصد عتاب
خورشيد در نقاب خجالت نهان شود
از روي جانفزاش اگر بر فتد نقاب
در حلقههاي زلفش جانهاي ما اسير
از چشمهاي مستش دلهاي ما كباب
فرياد از آن دو سنبل مشكين تابدار
زنهار از آن دو نرگس جادوي نيمخواب
هرگه كه زانوئي زند و بادهاي دهد
من جان به باد بر دهم آن لحظه چون حباب
روزيكه با منست من آنروز چون عبيد
از عيش بهرهمندم و از عمر كامياب
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد