دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۱۸ ۳۵ بازديد
ما را ز شوق يار بغير التفات نيست
پرواي جان خويش و سر كاينات نيست
از پيش يار اگر نفسي دور ميشوم
هر دم كه ميزنم ز حساب حيات نيست
در عاشقي خموشي و در هجر صابري
اين خود حكايتيست كه در ممكنات نيست
رندي گزين كه شيوهٔ ناموس و رنگ و بو
غير از خيال باطل و جز ترهات نيست
بگذار هرچه داري و بگذر كه مرد را
جز ترك توشه توشهٔ راه نجات نيست
از خود طلب كه هرچه طلب ميكني زيار
در تنگناي كعبه و در سومنات نيست
در يوزه كردم از لب دلدار بوسهاي
گفتا برو عبيد كه وقت زكوة نيست
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد