دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۱۸ ۳۳ بازديد
سياه چرده بتم را نمك ز حد بگذشت
عتاب او چو جفاي فلك ز حد بگذشت
لطافت لب و دندان و مستي چشمش
چو مي پرستي ما يك به يك ز حد بگذشت
بلابه گفت كه از حد گذشت جور رقيب
به طنز كفت كه بي هيچ شك ز حد بگذشت
بنوش بادهٔ صافي ز دست دلبر خويش
كه بيوفائي چرخ و فلك ز حد بگذشت
عبيد را دل سنگينش امتحان كردند
عيار دوستيش بر محك ز حد بگذشت
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد