دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۱۸ ۳۱ بازديد
مرا ز وصل تو حاصل بجز تمنا نيست
خيال زلف تو بستن خلاف سودا نيست
وفا ز عهد تو ميجست دوش خاطر من
جواب داد كه خود اين متاع با ما نيست
بسي بگفتمت ايدوست هست راي منت
دهان ز شرم فرو بستهاي همانا نيست
هزار بوسه ز لب وعده كردهاي و يكي
نميدهي و مرا زهرهٔ تقاضا نيست
چو دور دور رخ تست خاطري درياب
كه كار بوالعجبيهاي چرخ پيدا نيست
ز ميهمان خيالت چو شرمسارم از آنك
جز آب چشم و كباب جگر مهيا نيست
به طعنه گفتي كز ما دريغ داري جان
مگر مگوي خدا را عبيد از آنها نيست
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد