دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۱۸ ۳۲ بازديد
حاصل ز زندگاني ما جز وبال نيست
وز روزگار بهره بجز از ملال نيست
نقش سه شش طلب مكن از كعبتين دهر
كين نقش پنج روزه برون از خيال نيست
چون منصب بزرگي و چون جاه و ملك و مال
بي وصمت تزلزل و عيب و زوال نيست
خوش خاطري كه منصب و جاه آرزو نكرد
خرم دلي كه در طلب ملك و مال نيست
از خوان ممسكان مطلب توشهٔ حيات
كان لقه پيش اهل طريقت حلال نيست
در وضع روزگار نظر كن به چشم عقل
احوال كس مپرس كه جاي سؤال نيست
چون زلف تابدادهٔ خوبان در اين ديار
هرجا كه سركشي است بجز پايمال نيست
در موج فتنهاي كه خلايق فتادهاند
فرياد رس بجز كرم ذوالجلال نيست
از غم چنان برست دل ما كه بعد از اين
در وي به هيچ وجه طرب را مجال نيست
جانم فداي خاطر صاحب دلي كه گفت:
«شيراز جاي مردم صاحب كمال نيست»
درويشي و غريبي و زحمت ز حد گذشت
زين بيش اي عبيد مرا احتمال نيست
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد